، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 2 روز سن داره

جوجه زیبای مامان

میخندم که جای زخمها را نبینید

میخندم... ساده میگیرم... ساده میگذرم... بلند میخندم و با هر سازی میرقصم... نه اینکه دلخوشم! نه اینکه شادم و از هفت دولت آزاد! مدتی طولانی شکستم، زمین خوردم، سختی دیدم، گریه کردم و حالا... برای 'زنده ماندن' خودم را به کوچه 'علی چپ' زده ام... روحم بزرگ نیست...دردم عمیق است... میخندم که جای زخمها را نبینید ...
1 بهمن 1393

دلم عجیب گرفته است

  دلم عجیب گرفته است     دلم گرفته دلم عجیب گرفته است و هیچ چیز، نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه ی نارنج می شود خاموش، نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست نه هیچ چیز مرا ازهجوم خالی اطراف نمی رهاند و فکر می کنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد - سهراب سپهری ...
1 بهمن 1393